به عقب برنمی‌گردیم (۲)


علی سعیدی | 1399/1/7 | تعداد بازدید: 173

ساختار اقتصادی جهانی دارد تغییر می کند و اگر ما این تغییر معادلات را متوجه نشویم و سعی کنیم با همان روش‌های قدیمی عمل کنیم، بازندۀ‌اصلی خواهیم بود.



در بخش قبلی اشاره کردم که ادامه روند فعلی ما را به بحرانی به‌مراتب پیچیده‌تر و لاینحل‌تر از بحران کرونا خواهد رساند. راه‌حل‌های موجود هم در بهترین حالت ما را به عقب برمی‌گرداند. بنابراین، چاره‌ای جز #جهش_تولید نداریم. در این بخش سعی می‌کنم تجربۀ صدساله اخیر در به‌کارگیری راه‌حل‌های موجود را بررسی کنم.

از زمان رضا پهلوی تلاش کرده‌ایم با زور نفت و رشوه‌دادن به بخش خصوصی، شیوۀ تولید انبوه را در کشور وارد کنیم. شیوۀ تولید انبوه یعنی سرمایۀ کلان لازم است تا تولید راه بیفتد و خب ما که سرمایۀ کلان نداریم، پس باید برویم سراغ سرمایۀ خارجی. سرمایۀ خارجی هم می‌خواهد بیش از آنچه می‌آورد، از اینجا ببرد!

دولت هم هر جا درآمد نفتی داشته تلاش کرده است زیرساخت تولید ایجاد کند و کارخانه‌های بزرگ پتروشیمی و فولاد و سیمان و خودروسازی راه اندازی کند. انقلاب اسلامی وارث چنین دولت تصدی‌گر بزرگی شد که با کوچکترین نوسانات بازار نفت، بالا و پایین می‌رفت.

بعد راه حل این شد که چون دولت ناکارآمد است، بیایید براساس «مد روز» برویم سراغ #خصوصی_سازی! خصوصی سازی هم بعد از ده پانزده سال معلوم شد ناکارآمد است! همان شرکت‌های دولتی را که به هر حال داشت تولید و اشتغال ایجاد می کرد به قیمت‌های بسیاری پایین واگذار کردند که بعد معلوم شد فقط زمین آن کارخانه ارزشش بیشتر از این حرفهاست.

بعد سراغ ادبیات نوآوری و الگوهای #اقتصاد_دانش_بنیان به سبک متعارف رفتیم که این هم برگرفته از مد روز بود! خواستیم فناوری‌هایی را در کشور وارد کنیم که از تولید انبوه حمایت می کرد!

حالا هم که بحث از جهش تولید می‌شود، باز یا باید برویم سراغ «مد روز» و ببینیم در کتاب‌های درسی و نهادهای بین‌المللی اقتصادی چه نسخه‌ای برای ما پیچیده‌اند تا ده سالی هم اینجا تلف کنیم.

جمعیت هم که از مرز جوانی بگذرد، آنقدر برای ما در ده بیست آینده مشکل ایجاد خواهد کرد که فکر جهش و تولید و رونق به کلی از سرمان بپرد و فقط به دنبال کاهش تلفات ناشی از فقر و قطحی و کمبود مواد اساسی باشیم.

کرونا شاید برای ما بحران درست کرده باشد، اما با به هم ریختن نظم زندگی ما، زمینۀ ایجاد تحولات ساختاری را در کشور فراهم کرده است.

 کشورهای دیگر هم که جهش اقتصادی را تجربه کرده‌اند عمدتا از بحران شروع کرده اند! یا جنگ یا قطحی یا استعمار یا دیکتاتوری نظامی. هیچکدام از این‌ها برای ما نه شدنی است و نه مطلوب است.

ما بعد از انقلاب باید این جهش را انجام می دادیم که مسائل سیاسی و امنیتی غلبه پیدا کرد و نشد.

بعد از جنگ باید این جهش را انجام می دادیم که سیاست‌های تعدیل اقتصادی و کنترل جمعیت و ترویج مصرف‌زدگی مانع از آن شد. اگر با همان روحیۀ جنگی دهۀ شصت وارد فضای تولید می‌شدیم می توانستیم این جهش را رقم بزنیم.

 در دهۀ هشتاد دوباره زمینۀ این جهش ایجاد شد. درآمدهای نفتی افزایش پیدا کرده بود و این درآمدها صرف توسعۀ صنایع با رویکرد نفوذ در بازارهای جهانی شده بود. نمونۀ آن صنعت خودروسازی ایران بود که ریچارد نفیو، طراح تحریم‌های اخیر علیه ایران،‌ در کتاب هنر تحریم‌ها تصریح می کند که تحریم خودروی ایران با هدف جلوگیری از گسترش نفوذ خودروسازی ایران در بازار منطقه بود

اما فتنۀ ۸۸ و مسائل بعد از آن، نگذاشت این جهش در دهۀ هشتاد هم اتفاق بیفتد و بهانۀ شروع تحریم‌های بی‌سابقه و به قول خودشان فلج‌کننده شد!

وقتی تمام تخم‌مرغ‌هایمان را در سبد برجام گذاشتیم، فکر می کردیم که با رفع موانعی که غربی‌ها درست کرده‌اند می‌توانیم رونقی به اقتصاد بدهیم که آن هم نشد.

الان معادلۀ نفت در برابر توسعه در کشور ما به هم خورده است. از زمان رضا پهلوی، ما همیشه نفت می فروختیم و توسعه می‌خریدیم! اما الان حداقل در کوتاه‌مدت، ایران بی‌سروصدا از بازار نفت خارج شده است.

دو میلیون بشکه صادرات نفت ایران تقریبا به صفر رسیده است و قیمت نفت از صدوبیست دلار به بیست دلار کاهش یافته است!

این یعنی ساختار اقتصادی جهانی دارد تغییر می کند و اگر ما این تغییر معادلات را متوجه نشویم و سعی کنیم با همان روش‌های قدیمی عمل کنیم، بازندۀ‌اصلی خواهیم بود.

[پایان بخش دوم]



بخش اول را اینجا ببینید.