فهرست آثار و تولیدات

دین و اقتصاد


مقاله‌ها
مبانی نظری و رویکردها

نویسندگان: علی سعیدی و سیدمهدی زریباف



 



تفکیک دین و علم حاصل توهمات بشر اروپایی پس از قرون وسطی است که درنتیجۀ ناکارآمدی و غیرمنطقی‌بودن آموزه‌های تحریف‌شدۀ کلیسا و سرخوردگی اروپایی‌ها از عقب‌ماندگی خود در برابر پیشرفت‌های عظیم جهان اسلام به وجود آمد. اروپایی‌ها به‌درستی علیه آموزه‌های منحط کلیسا قیام کردند اما برای فرار از کلیسا،‌دچار اشتباه تاریخی بسی بزرگتر و زیان‌بارتر شدند و با نفی تمامی انواع دین و ماوراءطبیعت، به‌دنبال تنظیم جوامع خود با اتکا به عقل خودبنیاد شدند. بااین‌حال، بشر مدرن اروپایی، با کنارزدن مذهب کلیسا،‌خود را در دام دین بشری و الحادی «اومانیسم» انداخت و پس از جنبش روشنفکری قرن هفدهم و براثر علم‌زدگی مفرط، با شعار جدایی دین از تمامی عرصه‌های فکر و علم و زندگی، مسیر انحطاط خود و سایر بشر هم‌عصر خود را گشود.



برخلاف تلقی رایج در قرن بیستم میلادی که سعی داشت علوم انسانی و اجتماعی را همچون علوم طبیعی، توصیفی و تبیینی معرفی کند، این علوم درواقع امر به دنبال نوعی تنظیم کنش‌ها و رفتارهای انسان‌ها در راستای اهداف و مقاصد مورد نظر هستند و عالمان این رشته‌ها، گرچه در ظاهر و در مقام نظر، خود را فارغ از تعلقات و گرایش‌های «هنجاری» می‌دانند اما در مقام نظریه‌پردازی و خصوصاً در مقام عمل و سیاست‌ورزی، به‌شدت به‌دنبال تنظیم و ساماندهی جوامع خود و البته سایر جوامع براساس هنجارها و ایدئولوژی‌های منتخب خود هستند.



علوم انسانی و اجتماعی و ازجمله اقتصاد نه تنها از دین جدا نیست بلکه اساساً نمی‌تواند از دین جدا باشد. علوم انسانی و اجتماعی به‌دنبال تنظیم افراد و جوامع انسانی درجهت دین مطلوب و مفروض خود هستند.



موضوع علم اقتصاد، تنظیم و توازن در معیشت از حیث رفع نیاز است. مراد از تنظیم و توازن، برقراری عدالت در ارکان و ساختارهای جامعه است که این وظیفۀ عمومی همۀ علوم اجتماعی است. معیشت، بعد اقتصادی علم را و رفع نیاز، غایت علم را نشان می‌دهد. عدالت ارزشی در مقابل سایر ارزش‌ها نیست بلکه درحقیقت، عدالت بستری است که دیگر ارزش‌ها در چارچوب آن معنا می‌شوند و هر ارزشی اگر از عدالت خارج شود به ضد خود تبدیل می‌شود. به تعبیر دیگر، به نظر می‌رسد عدالت در علوم انسانی ‏و اجتماعی،‌هم می‌تواند مبدأ و نقطۀ شروع و هم می‌تواند روش و هم نتیجۀ عملی باشد. عدالت با تنظیم بینش‌ها و ارزش‌ها و رفتارها، می‌تواند ‏اتصال‌دهندۀ عالم معنا (آخرت) به عالم ماده (دنیا) یا حقیقیت به عینیت باشد.




فایل مربوط به این مطلب در پیوست وجود دارد.

دریافت کنید